ملا خليل بن غازي القزويني

61

صافى در شرح كافى (فارسى)

اعتبار مأكول و مشروب و ملبوس و مانند آنها - به گذشتن كشتى در دريا . و عجايب تدبير الهى در حصولِ اسباب معاش ، به غايت ظاهر است ، مثل اين كه اگر درى از رزق بر كسى در مملكتى بسته شود ، درى ديگر در مملكتى ديگر براى او گشوده مىشود بى خبرِ او ؛ و اگر كسى دشمن شود ، ديگرى دوست مىشود بى خبرِ او ؛ و بر اين قياس است ساير اسباب معاش . يعنى : پس اگر گويى كه : مدبّر عالم كه به عنوان « كُنْ » باشد دو كس‌اند ، خالى نيست از دو شقّ : اوّل آن كه : با هم باشند در كردنِ هر جزء از اجزاى عالم ؛ به اين معنى كه هر چه يكى از آن دو كس كرده باشد ديگرى نيز همان را كرده باشد . دوم آن كه : از هم جدا باشند در كردن هر جزء از اجزاى عالم ؛ به اين معنى كه هر چه يكى از آن دو كس كرده باشد ديگرى آن را نكرده باشد و غير آن را كرده باشد . مخفى نماند كه در اين جا شقّ ثالث به خاطرها مىرسد و آن اين است كه متّفق باشند از جهتى و متفرّق باشند از جهتى ديگر ؛ به اين معنى كه با هم باشند در كردنِ بعضى از اجزاى عالم و از هم جدا باشند در كردنِ بعضى ديگر ، ليك چون اين شقّ ، مشتمل است بر مفسدهء هر دو شقّ مذكور ، ظاهر البُطلان است به طريق اولى ؛ لهذا متعرّض آن نشد ، چنانچه متعرّض بطلان شقّ اوّل نيز نشد ؛ چه بسيار ظاهر است كه يك فعل بسيط ، از دو فاعل مستقلّ ، محال الصُّدور است . و در بيان بطلان شقّ دوم گفت كه : پس وقتى كه ديديم مخلوقات زمين را هر يك به جاى خود ، چون مرواريدِ در رشته كشيده - دريا و صحرا و كوه و معدن و بيشه و انهار به قدر آب آنها و مانند اينها - چنانچه گذشت در شرح دليل سوم از حديث اوّل ، كه اين جهان مانند خانه‌اى است با آنچه به آن احتياج است و ديديم كشتى معاش را در آن ، به روشى كه از آن ظاهر مىشود كه سر رشته در دست يك كس است و ديديم رعايتِ مصلحت زمين و آسمان را يكى ؛ به اين معنى كه هر كدام به روشى مخلوق شده نسبت به ديگرى در قُرب و بُعد و احوال ديگر ، كه معلوم است از آن اين كه در خلق هر كدام ، خلق ديگرى منظور است و ديديم شب و روز در او آفتاب و ماه را هر يك به